4 قاش ( هفتکل قشقایی بختیاری موسیقی )
وبلاگي براي دوستداران موسيقي اصيل و مقامي ، ايل قشقايي و بختياري ، ادبيات ، ورزش و طبيعت

سرزمین گزین از دیرباز به دلیل وجود زمینهای وسیع و مسطح٬مراتع و چراگاه های سبز و آباد٬ کوه های "نه برد" و "گور صیاد" و سرچشمه پرآب "کولواری "محیطی مناسب و مستعد جهت دامداری(گوسفند٬گاو٬مرغ) وکشاورزی و باغداری بوده است.روزگاری گزین تحت اختیار "سلطان مراد خان" ازخوانین بختیاری بود.در این ایام مردی با شهامت از طایفه چهرازی بنام " آسهراب " که خان و کدخدای بیست وچهار تیره عشایر قشقایی( تحت الحمایه ایل بختیاری در خوزستان و چهار محال)بود٬ دهستان گزین را با تمام قلمروش خریداری کرد و تیره های "سکز"٬"امیرلو"٬ "چهرازی" و "شکرلو" در این سرزمین ساکن و صاحب زمین شدند.چشمه سار "کولواری" که وجودش در گرمسیر جای سپاس از خداوند دارد و مایه آبادانی است هم دامداران را جهت تامین آب دامهایشان یاری میکند و هم کشاورزان و باغکاران را.چندین باغ در نزدیکی های سرچشمه احداث شده که هنوز هم پابر جاست.سرچشمه کولواری منشا رودخانه ای است که تا قبل از احداث بند خاکی در مسیر آن٬تا اواخر خردادماه جاری بود و باعث تفریح بچه ها!به جز کولواری٬ رود دیگری بنام " دره شور "که در حقیقت پساب شهر هفتکل در آن جاری است٬ وجود دارد که گاهی برای آبیاری زمین های کشاورزی به کار میرود!هردو رودخانه محیطی هستند جهت ماهیگیری و شنا کردن نوجوانان روستا!(ماهی شور گزین هم که جای خودشو داره دیگه!!)در گذشته مناطق مسکونی و سکنه " دهستان گزین " بیش بودند از کنون و شامل " گزین بزرگ"٬"گزین کوچک" و "دره بید "بود!پاسگاه انتظامی٬ بیمارستان٬ مدرسه راهنمایی و فروشگاه مواد غذایی داشت!لیکن کم کم طوفان نامرادی و بی توجهی به بوستانش وزید و یک به یک گلهایش را چید!پاسگاهش را(زمانی باعث کاهش دزدی و تامین امنیت روستایی ها و عشایر بود) همراه با تابلویش (مزین بنام گزین)به روستای "نمره یک" دادند٬مدرسه راهنمایی اش را(زمانی دانش آموزان عزیز چمن لاله ای به اینجا می آمدند) به روستای "برم گاومیشی۳" دادند٬بیمارستانش(زمانی پزشک و پرستار و بیمار انگلیسی داشت) ابتدا مبدل به بهداری شد و اینک مخروبه ...و در سالیان اخیر نیز به سلامتی فروشگاهش را بستند(جایی که در چندسال پیش شامل صف اهالی گرامی "نفت سفید" و عشایر موری بود)!!در این اواخرنیز مرکزی بنام " مرکز ترویج کشاورزی جهاد" که حق گزین بود به دلیل بی خیالی شوراهای روستا وحق پایمالی و ماست مالی آقایان بالا به روستای "برم گاومیشی۳" بخشیده شد البته لطف کردند و نام دهستان گزین را از روی تابلو حف نکردند(شایدم آدرس روستا رو اشتباهی رفتن٬ها؟)!و هم به دلایلی ... با هیولاهای هولناک سنگ شکن به جان صخره های ستبر گزین افتادند و در اندک زمانی به تلی از خاک مبدلش ساختند!!خلاصه در تمامی این سالها به دلایل کمبود و حذف امکانات و مشکلات فراوان٬اهالی دهستان مجبور به مهاجرت و ترک بلاد شدند(نوعی تبعید!)!از دره بید تنها نامش مانده٬گزین بزرگ خرابه شد و نامش با گزین کوچیک تعویض شد(در حقیقت روستای فعلی گزین٬گزین کوچیک قدیمه)!دراین مثلاْ دهستان به سبب کمبود امکانات چه عزیزانی را که از دست نداده ایم(در همين سال جاري به خاطر عدم وجود سرعت گیر در  ورودی روستا٬یکی از مادران روستايمان را از دست دادیم!)و چه تلخ می اندیشیم که اين حادثه آخرین بار نخواهد بود...

 

و حال با کوله باری از تجربه های تلخ و شیرین بر دوش٬ خیره بر تابلوی " دهستان گزین " چنین میسرایم :

وقتی که وضع چنین است!                             پرسش مردم این است

به راستی این خرابه !؟                                 دهستان گزین است ...

|+| نوشته شده توسط بهمن طاهری در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390  | نظر بدهید
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط 4ghash | ارسال نظر(0)

هزاردره

 کوهستانی بلند است که به تقریب در بخش مرکزی زاگرس در جنوب غرب کشور عزیز ایران واقع گردیده است. این کوهستان در شرق استان چهارمحال و بختیاری قرار گرفته و موقعیت جغرافیایی قله اصلی آن در 31 درجه و 46 دقیقه و 35 ثانیه عرض شمالی و 51 درجه و 1 دقیقه و 46 ثانیه طول شرقی واقع شده است. از نظر تقسیم بندی جغرافیای سیاسی بخش جنوبی کوهستان هزار دره در بخش مرکزی شهرستان لردگان و بخش شمالی آن در شهرستان بروجن قرار گرفته است. کوه هزار دره از شمال و شمال خاوری به کوه چرو و دشت گندمان، شمال غرب به سبزکوه و در دامنه جنوبی آن رودخانه کره وبس در جریان است. تنگ معروف دز یا زندان با آبشار و چشمه مشهور "کرودی کن" هزار دره را از سبزکوه جدا می کند. روستاهای پیرامون و نزدیک هزار دره از سوی شرق سرپیر، از شمال شرقی مورچگان و وستگان و از جنوب روستای دو مکان و برجویی هستند.  
به نظر می رسد نام هزار دره از فراوانی دره های کوچک این کوهستان برگرفته شده است.  در نزد برخی از کوچ نشینان و مردم محل هزار دره شامل دو کوه هزار دره پایین و بالا است که برخی به اشتباه هزار دره پایین را سبزکوه می خوانند در حالیکه سبزکوه در شمال باختری هزاردره و تنگ دز واقع گردیده است. کوهستان هزار دره بیش از 17 قله بالای 3600 متر ارتفاع دارد. بلندای قله اصلی هزار دره 3874 متر از سطح آبهای آزاد ارتفاع دارد .
از نظر زمین ساخت صحفه ای انطباق گسله دوپلان- سبزکوه – هزار دره با لبه جنوبی این کوهستان و همچنین گذر گسله چرو – کلار در راستای عمومی کوههای منطقه یعنی شمال باختر – جنوب خاوردر شمال شرقی کوهستان هزار دره نشان دهنده فعالیتهای شدید و فشارهای فراوان در طی حرکت های نهایی زمین ساختی اواخر دوران سوم زمین شناسی (پلیوستوسن) در منطقه است که سبب شده این کوهها را به صورت یک بلوک بالا آورده (گرابن) و در راستای خلاف جهت ساعت چرخانده و و بر روی سمت مقابل جنوبی رورانده شود.  لبه های این بلوک را کوههای هزار دره ، چرو ، کلار ، سبزکوه و کوه لجی تشکیل می دهد.
از مهمترین ویژگیهای کوه هزار دره وجود دره های فراوان که هم در تشکیلات زمین شناسی آهکی و هم مارن ها چنین دره های کوچک و فراوان را می توان مشاهده کرد. در واقع مقاومت کم سنگهای مارنی در برابر فرسایش و همچنین عامل هایی دیگر (مانند حرکت بهمن های برفی و آب ناشی از ذوب برفها، شیب تند دامنه ها ، کاهش پوشش گیاهی و غیره) قدرت فرایندهای فرسایشی را بیشتر کرده و چنین  شکل هایی را بوجود آورده است . علاوه بر آن انحلال و ساختار زمین ساختی را نیز به عنوان عوامل شکل گیری دره های کوچک بسیار در سنگ های آهکی بایستی به آنها اضافه کرد. اختلاف ارتفاع بسیار زیاد (2500متر) در فاصله ای کوتاه از دیگر ویژگیهای هزار دره است. گذر خط گسله از لبه دامنه جنوبی تا جنوب غربی کوهستان هزار دره و بریدگی رودخانه کره بس در پای آن سبب گردیده شیب این دامنه بسیار تند و در بسیاری از قسمت ها به صورت دیواره ها ، پرتگاه ها و صخره های سترگ رخ بنماید. به همین خاطر صعود از دامنه های جنوبی بسیار مشکل و فنی بوده ، اما توان طبیعی بسیار مناسبی را برای ماجراجویان ماهر و خبره فراهم می کند. دامنه های شمالی این کوهستان شیب ملایم تر دارند و مسیر مناسب برای صعود عمومی از این بخش انجام می گیرد.

 


 

 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 08 اسفند 1390 توسط 4ghash | ارسال نظر(0)

با سلام خدمت تمام همشهریان و دوستداران هفتکل ...

شعری سروده ام به گویش دلنشین"بختیاری " در وصف اوضاع "پلشت و لیش " کنونی شهری که در روزگاری نه چندان دور٬" سردیاری "بوده است در میان "سر دیارون " .شعرم گرچه شاید نومید کننده و"تهل " به نظر برسد٬ولیک هشداریست برای دانایان!!و امید آن دارم که با همت مردم اندیشمند و خرد ورز هفتکل٬ به زودی" مال " بر گردد به "وار دوشی " ...

کلگه خراوه ...

سلام ای شهر خوو هفتکل ای مال                 نوینم اسبته ٬بی دم و بی یال!

تو بیدی شهر نفت وشهر فرهنگ!                 چه وابیده که دی٬کس نیکنت بنگ؟

میر نومت ز نشخه وسته صحرا؟                  میر رد و نشونت نی به دنیا؟

میر رهدی ز ویر روزگارون ؟                     که حرفی زت نیاهه دی سر زون!

گمونم بخت تو٬ رهده من خو                        که افتوت نیدراهه از دل شو ...

برن گیس تونه به مال بالا !                         فروشن نفتته٬ ای همه سالا !

ز نفت و گیس تو پیل ایدرارن                      به تو که ایرسن ٬قیتی ندارن!!

سی پیل نفتت فرگ اختلاسن !                      گگونم وا صف یارانه واسن؟!

یکی به نوم تو٬ایره به میلس                         نه خوس ایا ٬نه ایله ری به سیلس!

میر رهدن ز لامردون پیایل ؟                       که وابیده ره مالت٬چنو خل !

ز مالای دیه سیت خان ایارن                        یکی دوتا نه ٬ماشالله قطارن ...

میر نی زینه و میره به مالت ؟                      که سرد و بی تش تنگ منده چالت!

جقلیل وا موتور هی ول اگازن!                    گپون به کمیته امداد انازن!

نه کارخونه هد و نه کار ونه بار                   کلو آبیدیم از کارای خشخار!

یو وضع لیش سزاوارت ولا نی!                  چنو ظلمی به ایما گو روا نی!

به نومت انیرم ٬صد تا کتاوه !                     به مالت انیرم ٬کلگه خراوه ...

بیوین گویل دویل  وا یک دی                      رسونیم ماله به٬واری که دوش بی ...

تقدیم : به روح بلند شهیدان و رفتگان این دیار و تمام همشهري ها به ويژه يار غارم محمد نصیری

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 08 اسفند 1390 توسط 4ghash | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران